ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
186
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
آنجا بازگشتند و به معجزه روى آوردند . معره نيز تعلق به فرنگيان داشت . در معره امير جيوش بك از آنان جدا شد و به وادى بزاعه [ ( 1 ) ] رفت و آنجا را گرفت . لشكريان اسلام از معره به حلب رفتند . بنابر معمول ، بارها و اموال و چارپايان آنان پيشاپيش ميرفت . سپاهيان نيز به دنبال آنها روان بودند كاملا احساس ايمنى مىكردند و گمان نمىبردند كه كسى به آنها نزديك شود . وقتى روجيل ، فرمانرواى انطاكيه ، خبر محاصرهء كفرطاب را شنيد با پانصد سوار و دو هزار سرباز پياده براى جلوگيرى از آنان اقدام كرد . و به محلى رسيد كه مسلمانان ، بىخبر از همه جا ، خيمههاى خود را برافراشته بودند . لشكريان اسلام هنوز به آنجا نرسيده بودند . لذا روجيل كه آنجا را از مردان جنگى خالى يافت ، آنچه بود غارت كرد و گروه كثيرى از تودهء مردم و غلامان را كشت . لشكريان اسلام نيز به صورت پراكندهاى به آنجا رسيدند و فرنگيان به هر كس كه در آنجا دست يافتند او را از دم تيغ گذراندند . امير برسق با قريب صد سوار بدانجا رسيد . و وقتى آن حال را ديد . از تلى كه در آنجا بود بالا رفت . برادرش ، زنگى ، نيز با او بود . تودهء مردم و غلامان ، آنها را احاطه كردند و به دفاع از خود پرداختند و از فرود آمدن امير برسق جلوگيرى نمودند .
--> [ ( 1 ) ] - بزاعه ( به ضم يا كسر با و فتح عين ) : شهرى است ما بين حلب و منبج ( منتهى الارب )